کد خبر : 208903
تاریخ انتشار : جمعه 29 دی 1402 - 11:48

۱۰ فیلم برتر بروس درن

۱۰ فیلم برتر بروس درن

  به گزارش وبسایت دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده بروس درن از اوایل دهه ۱۹۷۰ اجراهای فوق العاده ای را انجام داده است. او در دوران جدید هالیوود با یک رشته بازی شدید و واقع گرایانه در فیلم هایی مانند Hang ‘Em High و The Cowboys قبل از اینکه به نقش های

 

به گزارش وبسایت دانلود فیلم و به نقل از برخورد دهنده بروس درن از اوایل دهه ۱۹۷۰ اجراهای فوق العاده ای را انجام داده است. او در دوران جدید هالیوود با یک رشته بازی شدید و واقع گرایانه در فیلم هایی مانند Hang ‘Em High و The Cowboys قبل از اینکه به نقش های متنوع تری بپردازد به شهرت رسید. او در سال ۲۰۱۳ با فیلم نبراسکا در سال ۲۰۱۳ پیشرفت شغلی را دریافت کرد که نامزدی اسکار و جایزه بهترین بازیگر مرد در جشنواره کن را برای او به ارمغان آورد.

درن در انتقال احساسات فقط با یک نگاه یا کوچکترین حرکات فوق العاده است و کوئنتین تارانتینو او را به عنوان یک مجری که “همیشه در حال” است تحسین کرده است. درن شیوه اجرای خود را با این جمله توضیح داده است: “من اولین سال خود را صرف یادگیری بازیگری در سکوت کردم، بدون اینکه کلمه ای به زبان بیاورم، بر شخصیت و بیان تمرکز کردم. این به من آموخت که بازیگری توانایی خصوصی بودن است.” این رویکرد نتیجه داد و درن چندین اجرا بی انتها را زیر کمربند خود دارد.

 

۱۰- “پادشاه باغ های ماروین” (۱۹۷۴)

کارگردان: باب رافلسون

جیسون استیبلر (درن) یک شیاد کاریزماتیک است که برادر افسرده و بیگانه خود، دیوید (جک نیکلسون)، مجری برنامه گفتگوی شبانه آخر شب را وارد شبکه ای از طرح های پولدار شدن سریع می کند. او به دیوید می گوید که به آتلانتیک سیتی بیاید تا روی برنامه هایش برای تأسیس یک کازینو در هاوایی کار کند. دیوید متعهد می شود و متوجه می شود که جیسون با یک کارگر دوقطبی به نام سالی (الن برستین) و دخترخوانده اش جسیکا (جولیا آن رابینسون) زندگی می کند. موقعیت به سرعت تبدیل به زودپز روان رنجورها و میل می شود.

 

The King of Marvin Gardens دنباله‌ای کارگردان باب رافلسون برای فیلم Five Easy Pieces با بازی نیکلسون بود. در حالی که به اوج آن فیلم نمی رسد، اما برخی از درام های خوش ساخت و چند صحنه سورئال جذاب را به نمایش می گذارد، مانند مسابقه دوشیزه آمریکا شبیه سازی شده و سکانسی که جیسون و دیوید به طور غیرقابل توضیحی با اسب گفتگو می کنند. بازیگران اصلی نیز همگی در بازی‌های جذاب و غم‌انگیزی بازی می‌کنند، شاید بیشتر از همه برستین.

 

۹- «دویدن بی‌صدا» (۱۹۷۲)

کارگردان: داگلاس ترامبول

در آینده‌ای دور، جایی که آخرین جنگل‌های باقی‌مانده زمین در گنبدهای غول‌پیکر روی چندین فضاپیما نگهداری می‌شوند، درن نقش فریمن لاول، گیاه‌شناس روی یکی از این کشتی‌ها را بازی می‌کند که عمیقا متعهد به حفظ جهان طبیعی است. زمانی که دستور نابودی بیودوم‌ها و بازگرداندن فضاپیما به خدمات تجاری می‌رسد، لوول شورش می‌کند و در نهایت به آخرین محافظ گیاهان و جانوران باقی‌مانده زمین تبدیل می‌شود.

 

با این حال، شورش لوول یک تجارت خونین است. اگر قرار است موفق شود و جنگل کشتی خود را نجات دهد، باید خدمه دیگر را بکشد، فناوری را دوباره برنامه ریزی کند و مسیر خطرناکی را از طریق حلقه های زحل ترسیم کند. فیلم Silent Running به دلیل اینکه یکی از اولین فیلم‌های علمی تخیلی زیست‌محیطی است، شایسته حمایت است و ایده‌های آن تنها با توجه به گرم شدن کره زمین و رویاهای مختلف برای شکل‌دهی زمین‌های دیگر سیارات مرتبط‌تر شده است. درن بیشتر فیلم را به تنهایی انجام می دهد، به لطف یک بازی ظریف و جذاب.

 

۸ – “توطئه خانوادگی” (۱۹۷۶)

کارگردان: آلفرد هیچکاک

توطئه خانواده آخرین فیلم به کارگردانی آلفرد هیچکاک بود و به طور کلی یکی از قوی‌ترین پروژه‌های اواخر دوران حرفه‌ای او محسوب می‌شود. یک تریلر کمیک تاریک، حول محور روانی جعلی بلانچ تایلر (باربارا هریس) و دوست پسر راننده تاکسی او جورج لوملی (درن) می چرخد که برای پیدا کردن برادرزاده گمشده زنی مرفه و عجیب و غریب (کاتلین نسبیت) استخدام می شوند. با این حال، مشخص می شود که برادرزاده (ویلیام دیوان) سال ها قبل والدین خوانده خود را به قتل رسانده و مرگ خود را جعل کرده است. هنگامی که او متوجه شد که بلانچ و جورج در حال تعقیب او هستند، شروع به نقشه کشی برای مرگ آنها نیز می کند.

 

این فیلم دارای نوع ساخت و ساز دقیق داستان و پیچش های پرده سومی است که هیچکاک به خاطر آن مشهور بود، همراه با حال و هوای آرام تر و مقداری طنز شگفت انگیز. درن در نقش جورج کارآگاه آماتور مضحک و کند عقل بسیار بامزه است. اگرچه یک شاهکار نیست، اما اکثر طرفداران و منتقدان دریافتند که طرح خانوادگی یک تغییر تازه کننده در سرعت استاد تعلیق است.

 

۷- “Burbs” 1989

کارگردان: جو دانته

تام هنکس این کمدی سیاه را در نقش ری پترسون رهبری می‌کند، یک شهروند حومه شهر که پس از شروع اتفاقات عجیب و غریب در محله‌اش، به همسایگان جدیدش، کلوپک‌های مرموز مشکوک می‌شود. صداهای عجیب و غریب در شب از خانه کوپک بیرون می آید و ری آنها را در حین طوفان باران در حیاط خلوتشان حفاری می کند. ری با این باور که کلوپک ها قاتلان شیطانی هستند، با دوستانش آرت (ریک دوکومون) و رامسفیلد (درن) برای تحقیق بیشتر همکاری می کنند.

 

درن به عنوان رامسفیلد، یک دامپزشک عجیب و غریب و پارانوئید ویتنام، اینجا سرگرم است. بسیاری از شوخ طبعی ها از راه های مضحکی ناشی می شود که این مردان منفعل و حومه شهر می خواهند خود را بدجنس و قهرمان اکشن ببینند. رامسفیلد، به ویژه، آرزوی بازسازی روزهای جنگ خود را دارد. وقتی این جوهای متوسط را مسخره می کند، فیلم در بهترین حالت خود قرار دارد. این با سبک آرام و بداهه پردازانه فیلم تکمیل می شود. اگرچه The Burbs در زمان اکران نقدهای متفاوتی دریافت کرد، اما از آن زمان به یک فیلم کالت تبدیل شد.

 

۶-یکشنبه سیاه (۱۹۷۷)

کارگردان: جان فرانکنهایمر

درن یکی از تاریک‌ترین بازی‌های خود را در این فیلم هیجان‌انگیز در نقش مایکل لندر، خلبانی که با هواپیمای گودیر بر روی بازی‌های NFL پرواز می‌کند، ارائه می‌کند. با این حال، مخفیانه، لندر عمیقاً ناپایدار است. او به عنوان یک اسیر جنگی در ویتنام توسط سالها شکنجه آسیب دید و پس از بازگشت به آمریکا و فروپاشی ازدواجش، دادگاه نظامی به عمل آمد. حالا او قصد خودکشی دارد و می خواهد تا آنجا که ممکن است افراد را با خود ببرد. او و معشوق تروریستش دالیا ایاد (مارث کلر) برای منفجر کردن یک بمب عظیم در یکی از بازی ها توطئه می کنند.

 

فیلم از این جهت جذاب است که بیشتر بر شخصیت شرور تمرکز دارد تا قهرمان. روایی و شخصیت‌های فرعی می‌توانست بیشتر شکل بگیرد، اما به طور کلی، یکشنبه سیاه یک بازی خوب است، تا حد زیادی به لطف نقش اصلی درن. به او یک شخصیت بسیار چالش برانگیز داده شده است تا بازی کند و او بیش از این به این موقعیت برمی‌خیزد. چیزهای بی اهمیت جالب: صحنه ای که در اینجا شخصیتی که در لباس پرستار مبدل شده بود برای قتل شخصی در بیمارستان الهام گرفته از صحنه مشابهی در Kill Bill با نقش داریل هانا بود.

 

۵- “هشت نفرت انگیز” (۲۰۱۵)

کارگردان: کوئنتین تارانتینو

دومین وسترن تارانتینو در وایومینگ پس از جنگ داخلی اتفاق می‌افتد، جایی که یک کولاک گروهی از شخصیت‌ها را مجبور می‌کند تا به یک ایستگاه ایستگاهی پناه ببرند. با افزایش تنش ها در فضای محدود، انگیزه ها و تعصبات پنهان شخصیت ها آشکار می شود که منجر به یک سری از رویارویی های خشونت آمیز می شود. در میان آنها ژنرال سندی اسمیترز (درن)، افسر سابق کنفدراسیون که به دنبال عبور از شهر رد راک است، است. او در آنجا قصد دارد یادبودی برای پسر گمشده اش بسازد.

 

اگرچه این نقش بزرگی نیست، اما نقش جالبی است، درن نقش اسمیترز را بازی می‌کند که با وجود پایان یافتن آن، هنوز در حال مبارزه با جنگ داخلی است. اقدامات او در جنگ باعث احترام مانیکس (والتون گوگینز) اما نفرت مارکیز وارن (ساموئل ال. جکسون) شد. درن گفت که اسمیترز “صادق ترین شخصیت در این قطعه” بود و او تنها بازیگری بود که تارانتینو به او اجازه داد برخی از خطوط خود را بداهه بنویسد.

 

۴-«لبخند» (۱۹۷۵)

کارگردان: مایکل ریچی

لبخند یک کمدی-درام طنز است که از مسابقات زیبایی و شهرهای کوچک آمریکا عکس می گیرد، که نوعی پیشروی برای Drop Dead Gorgeous است. درن بیگ باب فریلندر است، یک داور جذاب و تا حدودی بی وجدان که بر مسابقه سالانه خانم جوان آمریکایی در سانتا روزا، کالیفرنیا نظارت می کند. ما با انبوهی از شخصیت‌های عجیب و غریب دیگر آشنا شده‌ایم که هر کدام با مسائل و معضلات خاص خود دست و پنجه نرم می‌کنند. به زودی، هر چیزی که ممکن است به ظاهر اشتباه پیش برود، انجام می شود و به انواع هرج و مرج منجر می شود.

 

لبخند با شوخی‌ها و لحن‌هایی که گاهی به طرز شگفت‌آوری عمیق می‌شود، نمی‌کشد. تقریباً همه شخصیت ها به عنوان کلاهبرداران ناامن و ناامید در معرض نمایش قرار می گیرند. نتیجه نقد کبودی بر رویای آمریکایی است. این امر باعث شده تا این فیلم چیزی شبیه به فرقه باشد و بخش هایی از DNA آن در فیلم های بعدی مانند Little Miss Sunshine زنده می ماند. نکته برجسته، با این حال، Dern است. او یک فروشنده معمولی ماشین های دست دوم است، اما یک خوبی اساسی و خستگی در او وجود دارد.

 

۳-«هیولا» (۲۰۰۳)

کارگردان: پتی جنکینز

“آنچه در حال حاضر احساس می کنید فقط احساس گناه است، در مورد چیزی که مطلقاً هیچ کنترلی روی آن نداشتید.” شارلیز ترون به خاطر نقش آفرینی برجسته و شدیدش در این درام جنایی در نقش قاتل سریالی واقعی آیلین وورنوس برنده اسکار شد. Wuornos یک کارگر جنسی است که پس از حمله وحشیانه، شروع به قتل مشتریان خود می کند. درن نقش مکمل کوچکی به عنوان تنها دوست مذکر وورنوس، توماس، یک الکلی که از تجربیاتش در جنگ ویتنام تسخیر شده است، دارد.

 

توماس با وضعیت وورنوس همدردی می کند و تجربیات او را با بسیاری از سربازان همکارش که پس از بازگشت از جنگ آسیب دیده اند مقایسه می کند. صحنه های او با وورنوس عکس کامل بقیه برخوردهای استثمارگرانه و خشونت آمیز او با مردان است. درن گفت که او به این پروژه کشیده شده است زیرا او وورنوس را شخصیتی جذاب می داند. او گفت: «به همین دلیل است که من [فیلم] را ساختم، زیرا اینجا زنی بود که از کار او آگاه بود، همه این کارهای شنیع را انجام داد، اما هیچ کس به داستان او علاقه نداشت.»

 

۲-“بازگشت به خانه” (۱۹۷۸)

کارگردان: هال اشبی

درن ویرانگرترین شخصیت خود را در این درام جنگی عاشقانه بازی می کند. او کاپیتان باب هاید، یک افسر دریایی است که به ویتنام اعزام می شود و همسرش سالی (جین فوندا) را پشت سر می گذارد. در غیاب او، سالی با یک سرباز فلج به نام لوک مارتین (جان وویت) آشنا می شود که از جنگ تلخ و ناامید شده است. آنها دوستی برقرار می کنند که تبدیل به یک عاشقانه می شود. با این حال، هنگامی که باب به طور غیرمنتظره به دلیل آسیب دیدگی به خانه می آید، در حالی که از PTSD نیز رنج می برد، وضعیت از کنترل خارج می شود.

 

وویت و فوندا برای کارشان اسکار بهترین بازیگر مرد و بهترین بازیگر زن را بردند، اما این درن است که پس از اتمام تیتراژ در ذهن بیننده باقی می ماند. او بهترین صحنه ها را دارد، مانند لحظه ای که از ماجرای سالی باخبر می شود، نحوه واکنش او به آن و البته صحنه آخرش در ساحل. او بارها نقش سرباز را بازی کرده است، اما هرگز با این واقع گرایی و احساسات.

 

۱-«نبراسکا» (۲۰۱۳)

کارگردان: الکساندر پین

“با پیرمردت مشروب بخور. کسی باش!” وودی گرانت (درن) مردی مسن است که معتقد است برنده یک قرعه کشی میلیون دلاری شده است و مصمم است که جایزه خود را شخصاً دریافت کند و از مونتانا به نبراسکا سفر می کند. پسر وودی، دیوید (ویل فورته)، با اکراه موافقت می کند که پدرش را در این سفر همراهی کند. در طول مسیر، آنها با انبوهی از چهره‌های رنگارنگ برخورد می‌کنند و به مسائل مربوط به گذشته‌های هر دو می‌پردازند.

 

نبراسکا یک فیلم سفر جاده ای با بالاترین درجه است که با فیلمبرداری سیاه و سفید فوق العاده ثبت شده است. مهمتر از همه، فورته و درن هر دو در صدر بازی خود هستند. اولی به همان اندازه خنده دار است که انتظار می رود در حالی که هنوز زمین گیر است. دومی به همان اندازه دلسوز و خشمگین است، زیرا او در مستی خم می شود و بارها و بارها به تنهایی بلند می شود. نتیجه یکی از بهترین فیلم های الکساندر پین و احتمالاً بهترین بازی درن در بین همه فیلم هاست. 

 

برچسب ها :

ناموجود
ارسال نظر شما
مجموع نظرات : 5 در انتظار بررسی : 5 انتشار یافته : ۰
  • نظرات ارسال شده توسط شما، پس از تایید توسط مدیران سایت منتشر خواهد شد.
  • نظراتی که حاوی تهمت یا افترا باشد منتشر نخواهد شد.
  • نظراتی که به غیر از زبان فارسی یا غیر مرتبط با خبر باشد منتشر نخواهد شد.

دانلود زيرنويس فارسي فيلم و سريال

ویژگی مهم رپورتاژ آگهی

مایکروسافت  شیائومی  سامسونگ  گوشی  مارک  اینتل  گواهینامه  قرمز  گورمن  تبلت  آیفون  طراحی  لایکا  تایوان  یوتیوب  دوربین  اندروید  تاشو  چین  گلکسی  پیکسل  ساعت  ای‌بی  هوشمند  سطح  جدید  شرکت  معرفی  تجاری  طرح